ترانه ها

این وبلاگ صرفا برای من است و ارزش دیگری ندارد !

پنجاه و دوم از تجربه سوتفاهم

  • ۲۳:۲۳

امروز یه تجربه جدید بود 

دیشب کلا خواب آتش سوزی و تیر اندازی و کشتار می دیدم 

صبح که بلند شدم خیلی خسته بودم !!! از بس جیغ زده بودم 

رفتم سرکار مهدی یه چیزی بهم گفت نمیدونم چرا حرفش شبیه یه کلمه انگلیسی به گوشم خورد و منم شروع کردم به گفتن جواب یعنی معنی اون کلمه 

بعددیدم اون یکی مهدی میخنده 

بعد این مهدی گفت میگم فیلترشکنتو باز کن 

منم یهو دستم خورد هنسوری از رو میز با سر و صدا افتاد زمین 

مهدی عصباننی شد گفت نمیخام 

بعد با اون یکی مهدی رفت بیرون حرف زدن و اومد 

بعد من صداش کردم بیرون ازش معذرت خواستم گفت اشکالی نداره 

ولی معلوم بود میخاد خفه ام کنه 

بعد از ظهر باز تو تلگرام بهش پیام دادم عذرخواهی کردم 

ولی عصر بازم سرسنگین بود 


تو دلم گفتم به جهنم یا به قول همون جمله دل خنک کن F--K you 


خلاصه دیگه اولش گفتم بعد شرکت میرم کاریابی دنبال کار 

راستش حجم کارم خیلی زیاده 

کلا خستم کرده 

ولی بعدش که یه کم آمپرم اومد پایین پیش خودم گفتم فرار هرگز ... باید بمونی 

هرجا بری از این مشکلات هست 

همه جا سوتفاهم هست 

همه جا اخلاقای گند مثل مهدی هست 

خلاصه بیخیال شدم 

دیگه بهش اهمیتی نمی دم 

برام مهم نیست 

پنجاه و یکم از الگوریتم باقیمانده چینی

  • ۱۷:۱۹

تنهایم و با هیچکسم میل سخن نیست 



چراااااااا یکی نیست این الگوریتم باقیمانده چینی رو برای من تحلیل کنه خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

بهروز هم کم آورده ولی صداش در نمیاد 

اول و آخر کار خودمه 

مثلا فوق لیسانس خوندن ولی یه قرون هم نمی ارزه مدرکشون 

چهل و نهم از دعام کن

  • ۲۱:۳۵

مذهبی نیستم 

تعصبی نیستم 

مومن نیستم 

ولی خدارو دوست دارم 

به اماما اعتقاد دارم 

به علی... به حسین ... به فاطمه 

به مهدی فاطمه 

منتظرشم 

اگه همه دنیا جمع شن بگن نیست من میگم هست 

مگه میشه واسه کسی که نیست دلت بتپه 

دوسش دارم 

میگن دل به دل راه داره 

توام منو دوست داری؟؟

صدام کن 

هر وقت کنار قبر حسین بودی صدام کن 

کنار قبر علی ... اونی که همیشه به اندازه بابام دوسش داشتم 

تو یه چیز دیگه ای ... تو برای من یه کوهی که تلاش میکنم شب و روز تا بهش برسم 

فقط یه نگاه تو ... نگاه که هیچی ... فقط اسممو بیاری برام کافیه 

دستمو بگیر عزیزم 

به حق این شب عزیز که علی رفت پیش یارش 

کمکم کن تو زندگیم فقط به تو فکر کنم

کمکم کن 

میخام پیشرفت کنم 

میخام بشم یه مهندس فنی تو سپاه تو 

کمکم کن 

دستمو بگیر تا برای تو مهندس باشم 

تا برم تو قلب دشمن ازشون اطلاعات بگیرم  و بیام 

میخام سرباز اطلاعات عملیاتت باشم 

کمکم کن 

دلم برات می تپه 

کمکم کن 

دعام کن مهدی جان 

دعام کن فرمانده 

چهل و هشتم از شب قدر

  • ۲۲:۰۲

دلم گرفته 

امشب شب  قدره 

چندتا مناسبتو تو تقویم خیلی دوست دارم 

یکییش شب قدره 

شب قدر که میشه حس میکنم خدا دستاشو بازکرده تا بریم تو اغوشش 

شب قدر یه آرامش خاص داره 

شب قدر از یه نظر هم خاصترین شب هاست 

اونم اینه که شبیه که توش اسم از امام علی میاد 

این شب رو دوست دارم چون عاشق علی و عاشق خدای علی هستم 

خدایی که علی رو آفرید 

وقتی علی اینقدر بزرگواره خدای علی ... اوه زبانم قاصره از بیانش 

دوسش دارم خیلی 

هر دوشونو 

چهل و هفتم مترسک

  • ۰۰:۱۰

حرفی ندارم 

مثل مترسک وسط مزرعه 

که بهارش تمام شد

تابستان سوزانش رفت 

پاییز با کلاغهای مزاحمش تموم شدن 

باد سرد زمستانی داره صورتشو کز می ده 


ولی کشاورز یادش رفته که مترسک منتظرشه 


چهل و ششم از ماست که بر ماست

  • ۲۳:۱۷

به جایی رسیدیم که جناب حاج آقا عمامه دار تو تلویزیون به اصطلاح ملی ما به تاریخمون توهین میکنه 

آقا نشسته میگه پیروزی رومی های اهل کتاب بر ایرانیان آتش پرست از پیروزیهای بزرگ بر علیه کفار بود 


طبق اسناد معتبر از جمله کتاب دو قرن سکوت محمدحسین زرین کوب ایرانیها توی اون دوران زردشتی بودن و مشکلی که باعث از بین رفتن حکومت ایران شد وضعیت حرص و طمع و مال اندوزی و حسادت درباریان بود که موبدان گرفتارش شده بودن (!) 

ایرانیها توی هیچ دوره از تاریخ آتش پرست و خورشید پرست نبودن و همیشه یکتاپرست بودن ... 


گر معتبر شود ز خدا بیخبر شود!

چهل و پنجم از عقد

  • ۱۳:۰۲

دیشب عقد اعظم بود 

شوهرش یه مرد خیلی قد بلنده که دکترای برق داره و خانوادش تو روستا زندگی میکنن فامیلاشون به زور فارسی حرف میزدن 

من که از فامیلاشون اصلا خوشم نیومد خیلی بی کلاس بودن !!!!

اعظم فقط به مدرک پسره شوهر کرده ... امیدوارم خوشبخت بشن 

چهل و چهارم از کوه به کوه

  • ۲۳:۳۷

استاد زارعی یه پسر مجرد بود که همیشه مثل تازه دامادا لباس می پوشید یعنی کت و شلوار مرتب و کفش ورنی!

خیلیی هیز بود کلا زل میزد کل بدن آدمو نگاه میکرد از بالا تا پایین 

کم نمره میداد ولی وقتی یکی می رفت و ازش نمره میخاست پاسش می کرد

ازش خوشم نمی اومد خیلی 

ولی واقعا مرد باهوشی بود و یه شیطنت خاصی تو ذاتش بود 


میگن دنیا کوچیکه

میگن کوه به کوه نمیرسه آدم به آدم میرسه 

میگن های زیادی هست که من امروز یه نمونه شو دیدم 


خیلی اتفاقی توی یه شبکه اجتماعی استاد زارعی بهم پیام داد 

وای که همچنان وقیح و هیز بود حتی از پشت خط تلفن هم انگار داشت منو میخورد 

میگفت نمی دونم چرا از هر کی خواستگاری میکنم بهم میگه نه ... یکی نیس بگه خب تو اینقد عوضی هستی هرکی باشه میترسه زن تو بشه وقتی تو یه ذره شخصیت نداری سرتو بندازی پایین !


وسطای حرف یهو رفت 

نمیدونم چی شد . اینترنتش قطع شد انگار 

اسم پروفایلشم احسان گذاشته بود... . جریان چیه که هرکی به من میرسه یه نشانی از اسم احسان داره !!!؟


چهل و دوم از روزها

  • ۲۳:۳۱

امروز دوست عزیز چهارده سالمو دیدم 

میخاد از شوهرش طلاق بگیره... یعنی در واقع زندگی که اصلا شروع نشد داره تموم میشه 

مهرشو گذاشته اجرا و درخواست طلاق داده... اونم به خاطر اختلافات فرهنگی دو خانواده 

ناراحتم براش ولی الان بهتر از چندسال دیگه با یه بچه س!!!!


کم کم داره کارام تو شرکت زیاد میشه 

خسته میشم 

دلم میخاد حقوقم بیشتر بشه ولی بعید می دونم که بشه !!!


این روزا خیلی جدی به ادامه تحصیل درخارج از کشور فکر میکنم 

این روزا خیلی جدی به تی سی پی فکر میکنم 

این روزا خیلی جدی به ان اس فکر میکنم 

این روزا به آینده خیلی فکر میکنم 


شبنم مسخرش میاد از این فکرای من ... یادمه وقتی که دوم راهنمایی بودیم یه کتاب داشتم که توش انواع موشک های فضاپیما رو توضیح داده بود من با توجه به اون کتاب یه روزنامه دیواری عالی ساختم ... اون روزا هم باز شبنم با تمسخر برخورد میککرد وقتی که با استاد اهور شبکه کار میکردم هم بازم مسخرش می اومد ولی درنهایت منجر به این شد که توی یه گروه علمی مشغول کار بشم و نهایتا الان هم مسخرم میکنه .. . بهمم به دید یه آدم رویا پرداز نگاه میکنه !!! ولی دکتر گفت که این اصلا رویا نیست بلکه خیلی به واقعیت نزدیکه

چهل و یکم از بی یاری

  • ۲۳:۰۰

چقدر تنهام ... بی عشق... بی یار!

۱ ۲ ۳ . . . ۴ ۵ ۶ ۷ ۸ ۹
Designed By Erfan Powered by Bayan